نویسنده: بهرام صادقی
بهرام صادقی دقیقأ نمایشگر طبقة متوسط و سرگردان و سردرگمی بود که همه اعضای آن بلاتکلیفاند ونمیدانند که به کجا آویزاناند. نکته مهم کار او این بود که فیالمثل زندگی یک کارمند در داستان او با همة رمز و رازش به صورت مضحک و طنزآمیزی تصویر میشد. کارمند او نه تنها خود تسلیم شده بود که بختک حاکم نیز بر او سوار بود. در آثار او همه معصوم و بیچاره و مچاله شدهاند با این که استعداد کافی برای زندگی بهتر دارد اما دست و پایشان را با تار عنکبوت بستهاند.بهرام صادقی خواننده را تا یک چنین مرزی میکشاند و بعد رهایش میکند: نگاه کن تو این هستی یا آن؟ آدمی یا ساختمان؟ ....
انسان در کار صادقی موجود تفاله شده است که به زندگی غیر طبیعی در رابطه با جامعه، طبیعت و اشیاء خو کرده است. خود را ملزم به نجات نمی بیند. ادامة خود را در سازش و مدارا میجوید. در پی راهیابی و برقراری یک روابط منطقی با زندگی نیست. صادقی با ایجاد فضاهایی خاص از واقعیات روزمره به اعماق جامعه وپنهانیترین زوایای حس ورفتار آدمی در این قسمت از خاک راه میبرد. او پیامگذار نسلی درهم شکسته و مأیوس است که در کشاکش زندگی اعصابشان لای چرخها له شده است.
این مجموعه شامل داستان های زیر است :
1. آدرس: شهر « ت » ، خیابان انشاد ، خانه ی شماره ی ۵۵۵
2. آقای نویسنده تازه کار است
3. اذان غروب
4. تأثیرات متقابل
5. تدریس در بهار دل انگیز
6. داستان برای کودکان
7. فردا در راه است
8. گرد هم
9. وسواس
10. وعده ی دیدار با جوجو جتسو
11. یک روز صبح اتفاق افتاد
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، راهنما را مطالعه کنید.
» توسط: کوهالن
در تاریخ ۱۳۸۸/۰۹/۰۷
» حجم 1.22 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 3,3 دقیقه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» مجموع دریافتها: 169
» کتابناکهای مرتبط:
خواب خون
غیر منتظر
سنگر و قمقمه های خالی