نوشته زهرا خانلری از مجموعه داستان های دل انگیز فارسی
شیخ صنعان پیر صاحب کمل و پیشوای مردم زمان خویش بود و قریب پنجاه سال در کعبه اقامت داشت پنجاه بار حج کرده بود و در کشف اسرار به مقام کرامت رسیده بود.
چنان اتفاق افتاد که شیخ چندین بار در خواب دیده بود که به روم سفر کرد و در مقابل بت سجده کرد! با خود اندیشید اگر به موقع قدم در راه بگذارد راه تاریک بر وی روشن میگردد و اگر سستی کند همیشه در شکنجه خواهد ماند. بنابراین عزم سفر کرد. یاران با وی همراه گشتند و به خاک روم قدم گذاشتند همه جا را سیر میکردند تا ناگهان در ایوان دختری ترسایی دیدند چون آفتاب درخشان!
دختر چون نقاب سیاه بر گرفت آتش به جان شیخ انداخت و عشقش چنان او را از پای دراورد که هر چیز که داشت را از دست داد حتی ایمان و عافیت فروخت و رسوایی خرید...
● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، راهنما را مطالعه کنید.
» توسط: Reza
در تاریخ ۱۳۸۶/۰۶/۰۳
» حجم 69.69 کیلوبایت؛ زمان لازم برای دریافت 10 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» مجموع دریافتها: 523
» کتابناکهای مرتبط:
داستان خیر و شر
فردوسی
فردوسی(سیاوش)