خوش آمدید: میهمان   ورود |  ثبت نام جستجو |  آمار |  راهنما

صفحه اصلی » رسته‌ها » ادبیات » رمان و داستان » نویسندگان خارجی » دیگر نویسندگان » میرا

لینک دانلود، دیدگاه ها و رتبه های « میرا »

دارای رتبه 1.73 در کتابناک با مجموع 706 رای
میرا *
* فقط برای کاربران عضو شده!
نویسنده: کریستوفر فرانک
مترجم: لیلی گلستان

راوی داستان میرا «Mortelle» خصوصیات و ویژگی زندگی‌اش و انسان‌هایی را بیان می‌کند که توسط دولت اصلاح شده‌اند. آن‌گاه که اصلاح شوی، «به تو یاد خواهند داد که هر وقت تنها شدی از ترس فریاد بکشی، یاد خواهند داد که مثل بدبخت‌ها به دیوار بچسبی، یاد خواهند داد که به پای رفقایت بیافتی و کمی گرمای بشری گدایی کنی. یادت خواهند داد که بخواهی دوستت بدارند، بخواهی قبولت داشته باشند، بخواهی شریکت باشند. مجبورت خواهند کرد که با دخترها بخوابی، با چاق‌ها، با لاغرها، با جوان‌ها، با پیرها. همه چیز را در سرت به هم می‌ریزند، برای اینکه مشمئز شوی، مخصوصاً برای اینکه از امیال شخصی‌ات بترسی، برای این‌که از چیزهای مورد علاقه‌ات استفراغت بگیرد. و بعد با زن‌های زشت خواهی رفت و از ترحم آن‌ها بهره‌مند خواهی شد و همچنین از لذت آن‌ها، برای آنها کار خواهی کرد و در میان‌شان خودت را قوی حس خواهی کرد، و گله‌وار به دشت خواهی دوید، با دوستانت، با دوستان بیشمارت، و وقتی مردی را ببینید که تنها راه می‌رود ، کینه‌یی بس بزرگ در دل گروهی‌تان به وجود خواهد آمد و با پای گروهی‌تان آنقدر به صورت او خواهید زد که چیزی از صورتش باقی نماند و دیگر خنده‌اش را نبینید، چون او می‌خندیده است.» روزی راوی هم اصلاح می‌شود و همانند دیگران نقاب به چهره، بر همگان لبخند می‌زند.

مجتبی‌ پورمحسن،‌ در نقد این کتاب مینویسد: «تعداد رمانهایی‌ که‌ در نقد وضعیت‌ فکری‌ خاصی‌ نوشته‌ شده‌اند کم‌ نیست‌ اما آنهایی‌ که‌ به‌ معنای‌ واقعی‌ ادبیات‌ هستند و صرفا کارکرد رسانه‌ای‌ ندارند خیلی‌ زیاد نیست. نقد وضعیت‌ انسان‌ مدرن‌ دقیقا با رسالت‌ رمان‌ یعنی‌ خلق‌ دنیای‌ فردی‌ شخصیت‌ها مطابقت‌ دارد. به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ که‌ رمان‌ را هنر دوران‌ مدرن‌ نامیده‌اند. «میرا» رمانی‌ است‌ که‌ هر دو این‌ ویژگی‌ها را به‌ بهترین‌ شکلش‌ دارد. یعنی‌ هم‌ ماهیت‌ رمان‌ را به‌ جا می‌آورد و هم‌ نقد اندیشه‌ای‌ خاص‌ را در دستور کار قرار داده‌ است. رمان‌ جمع‌ و جور میرا یکی‌ از مهمترین‌ بحث‌های‌ قرن‌ بیستم‌ را به‌ چالش‌ می‌کشد. تناقض‌ مفاهیمی‌ همچون‌ عدالت‌ با هویت‌ فردی‌ آدمها، مهمترین‌ مساله‌ی‌ کتاب‌ است. شخصیت‌ اصی‌ کتاب‌ که‌ راوی‌ هم‌ هست‌ در وضعیتی‌ که‌ دچارش‌ شده‌ و همه‌ به‌ آن‌ مبتلا شده‌اند به‌ روایت‌ پیرامونش‌ می‌پردازد. او سعی‌ می‌کند متفاوت‌ باشد. برای‌ مخاطب‌ در ابتدای‌ داستان‌ راوی، نویسنده‌ای‌ است‌ با افکار مالیخولیایی‌ که‌ دنیایی‌ موهوم‌ را به‌ تصویر می‌کشد. اما چندی‌ نمی‌گذرد که‌ ماهیت‌ کار راوی‌ مشخص‌ می‌شود. او اینگونه‌ می‌نویسد تا از دنیایی‌ پیرامونش‌ جدا باشد. در فضای‌ پیرامون‌ راوی‌ نیرویی‌ وجود دارد که‌ جز در چند فصل‌ آخر کتاب‌ هرگز تصویر مشخصی‌ از آن‌ ارایه‌ نمی‌شود. در فصل‌ پایانی‌ کتاب‌ است‌ که‌ نام‌ این‌ نیرو مشخص‌ می‌شود: “دولت”. کریستوفر فرانک‌ با امتناع‌ از وقوع‌ حوادث‌ داستان‌ در ساختاری‌ سیاسی، از تقلیل‌ رمانش‌ به‌ بیانیه‌ای‌ سیاسی‌ جلوگیری‌ می‌کند. چه‌ اگر کل‌ رمان‌ در فضایی‌ سیاسی‌ رخ‌ می‌داد درک‌ عمق‌ مشقتی‌ که‌ آدمهای‌ قصه‌ تحمل‌ می‌کنند چندان‌ امکانپذیر نبود.
راوی‌ قصه‌ کسی‌ است‌ که‌ با نوشتن، خود را از بقیه‌ جدا کند. او می‌نویسد، از درک‌ شخصی‌اش‌ از پیرامون‌ می‌نویسد تا مثل‌ همه‌ نباشد. مثل‌ همه‌ای‌ که‌ آن‌ “نیرو” مقدر کرده‌ تا مثل‌ هم‌ باشند. او از “وزارت‌ تبلیغات” کاغذ تهیه‌ می‌کند تا بنویسد. او به‌ “آنها” می‌گوید که‌ می‌خواهد از “خطرات‌ تنهایی” بنویسد. خطری‌ که‌ به‌ گفته‌ی‌ خودش‌ هنوز خود آن‌ را حس‌ نکرده‌ است. راوی‌ حتا در خانه‌اش‌ امنیت‌ ندارد. او “باید” مثل‌ همه‌ باشد چرا که‌ تنهایی، گناهی‌ نابخشودنی‌ است. نوشتن‌ همان‌ کاری‌ است‌ که‌ او را از بقیه‌ جدا می‌کند. تنها پناه‌ راوی‌ خواهر ناتنی‌اش‌ میراست. دختری‌ که‌ راوی‌ در کنار او و از او می‌نویسد؛ با این‌ همه‌ ترس‌ از دیده‌ شدن‌ چنان‌ او را فرا می‌گیرد که‌ زمانی‌ شروع‌ به‌ نوشتن‌ می‌کند که‌ میرا هم‌ به‌ خواب‌ رفته‌ باشد. در دنیایی‌ که‌ راوی‌ به‌ ما نشان‌ می‌دهد کسی‌ حق‌ ندارد کسی‌ دیگر را “انتخاب” کند چرا که‌ انتخاب‌ یک‌ نفر به‌ معنای‌ محروم‌ کردن‌ دیگران‌ از خود است. این‌ قانونی‌ است‌ که‌ همه‌ باید آن‌ را اجرا کنند. در این‌ وضعیت‌ بغرنج‌ هیچ‌ کس‌ حتا حق‌ ندارد معشوقه‌اش‌ را برگزیند. به‌ همین‌ دلیل‌ راوی‌ می‌ترسد مبادا کسی‌ به‌ رابطه‌ی‌ پنهانی‌ اش‌ با میرا پی‌ ببرد. البته‌ این‌ ترس‌ به‌ او امید می‌دهد چون‌ او را مطمئن‌ می‌سازد که‌ “مثل‌ بقیه‌ نیست”. در دنیایی‌ که‌ راوی‌ در آن‌ زندگی‌ می‌کند آدمها در صورت‌ تمرد از قانون‌ نانوشته‌ی‌ “مثل‌ همه‌ بودن”، به‌ خانه‌ی‌ اصلاح‌ فرستاده‌ می‌شوند. جایی‌ که‌ روی‌ چهره‌ و روان‌ آدمها کار می‌کنند تا بیماری‌ آنها را درمان‌ کنند. بیماری‌ آدمها شامل‌ جمع‌گیری، میل‌ به‌ انتخاب‌ و پناه‌ بردن‌ به‌ تنهایی‌ است. آدمها در این‌ خانه‌های‌ اصلاح‌ می‌آموزند که‌ نباید متفاوت‌ باشند و همین‌ طور یاد می‌گیرند که‌ لبخند نشانه‌ی‌ سلامتی‌ است‌ و “فرد سالم‌ همیشه‌ به‌ اکثریت‌ می‌پیوندند.”
راوی‌ رمان‌ “میرا” دائما از “آنها”یی‌ حرف‌ می‌زند که‌ اراده‌ کرده‌اند همه‌ مثل‌ هم‌ باشند. او از واضعان‌ قانونی‌ می‌گوید که‌ حکم‌ کرده‌اند روسا و دانشمندان‌ همراه‌ کارگران‌ از کارخانه‌ بیرون‌ بیایند. طبق‌ نظر “آنها”، همه‌ چیز فقط‌ در شرایطی‌ قابل‌ پذیرش‌ است‌ که‌ برای‌ بقیه‌ سودمند باشد. شخصیت‌ اصلی‌ کتاب‌ “میرا” به‌ تفصیل‌ برای‌ مخاطب‌ مراحل‌ اصلاح‌ خود را در “خانه‌ اصلاح” توضیح‌ می‌دهد. خانه‌ای‌ که‌ آنها در نظر گرفته‌اند تا آدمها را در آنجا اصلاح‌ کنند. راوی‌ از نظر آنها کسی‌ است‌ که‌ بدترین‌ و کریه‌ترین‌ کفر موجود را اظهار می‌کند. چرا که‌ اعتقاد دارد فرد مقابلش‌ باید لایق‌ عشق‌ باشد. آنها سیستمی‌ را تعبیه‌ کرده‌اند که‌ در آن‌ عده‌ای‌ سرباز در خصوصی‌ترین‌ بخش‌ زندگی‌ آدمها تجسس‌ می‌کنند تا آدمها اصلا زندگی‌ خصوصی‌ نداشته‌ باشند. در کتاب‌ دو شخصیت‌ “تویا” و “میرا” نقطه‌ی‌ تقابل‌ راوی‌ و “آنها”ست. راوی‌ عاشق‌ تویا می‌شود. آنها “تویا” را اصلاح‌ می‌کنند. راوی، میرا را انتخاب‌ می‌کند. میرا هم‌ به‌ سرنوشت‌ تویا دچار می‌شود. نویسنده‌ی‌ کتاب‌ آنها را با ویژگی‌هایی‌ که‌ راوی‌ را رنج‌ می‌دهند توصیف‌ می‌کند. فضای‌ ذهنی‌ نویسنده‌ به‌ خوبی‌ گویای‌ هویت‌ “آنها”ست. در واقع‌ جدال‌ راوی‌ با “آنها”، درگیری‌ هویت‌ فردی‌ و دیگر خواهی‌ اجباری‌ است. آنها درکی‌ از عدالت‌ را در تعیین‌ کرده‌اند که‌ در آن‌ هویت‌ فردی‌ آدمها نابود می‌شود.
کتاب‌ “میرا” علاوه‌ بر اینکه‌ قصه‌ای‌ جذاب‌ را روایت‌ می‌کند. در خود استعاره‌های‌ متعددی‌ دارد که‌ مخاطب‌ را به‌ دنیاهای‌ دیگری‌ ارجاع‌ می‌دهد که‌ به‌ نظرش‌ آشنا می‌آید. دریافت‌ “دولت” داستان‌ “میرا” از عدالت‌ بی‌شباهت‌ به‌ برداشت‌ رژیم‌های‌ کمونیستی‌ و مائوییستی‌ نیست. نظام‌هایی‌ که‌ از فرط‌ بی‌توجهی‌ به‌ “فردیت” انسانها به‌ توتالیتاریسم‌ رسیده‌اند. در این‌ برداشت‌ از عدالت، فرد معنای‌ خود را از دست‌ می‌دهد. و هر فرد باید در “همه” حل‌ شود. عدالت‌ به‌ مفهوم‌ تساوی‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ با ذات‌ انسان‌ نمی‌خواند. به‌ همین‌ سبب‌ است‌ که‌ بر هم‌ کنش‌ راوی‌ قصه‌ با جامعه، سنخیتی‌ با برداشت‌ دکتر معالج‌ او از اجتماع‌ و روابط‌ اجتماعی‌ ندارد. دکتر خطاب‌ به‌ راوی‌ می‌گوید: “انسان‌ ارزشی‌ ندارد مگر با عشق‌ به‌ دیگران. انسان‌ بدون‌ عشق‌ وجود ندارد. من‌ باید به‌ شما کمک‌ کنم، پس‌ می‌خواهم‌ کمک‌تان‌ کنم. من‌ زاییده‌ی‌ یک‌ زن‌ پیر هستم، آخرین‌ فرزندش‌ بودم. یک‌ روز مجبور شدم‌ انتخاب‌ کنم. یعنی‌ یا نجات‌ این‌ زن‌ پیر یا نجات‌ مردی‌ که‌ نمی‌شناختمش. من‌ مرد را نجات‌ دادم. بدون‌ هیچ‌ تردیدی، چون‌ نمی‌شناختمش.” دیگر خواهی‌ اجباری‌ در جامعه‌ای‌ که‌ راوی‌ در آن‌ زندگی‌ می‌کند، هویت‌ فردی‌ انسان‌ را مخدوش‌ می‌کند و در واقع‌ آدم‌ها را به‌ اشیایی‌ تبدیل‌ می‌کند که‌ منحصرا از یکدیگر استفاده‌ می‌کنند تا زنده‌ بمانند. از منظری‌ دیگر می‌توان‌ جامعه‌ استعاری‌ “میرا” را در ابعادی‌ گسترده‌تر به‌ کل‌ جهان‌ امروز تسری‌ داد. جایی‌ که‌ به‌ قول‌ راوی‌ حتا مورخان‌ نیز قادر نیستند علت‌ بیماری‌ را توضیح‌ دهند زیرا همه‌ی‌ مورخان‌ اصلاح‌ شده‌اند و هیچ‌ چیز را به‌ یاد ندارد. اگر رژیم‌های‌ کمونیستی‌ یا مائوییستی‌ در جهان‌ امروز به‌ نابودی‌ کشیده‌ شدند در مقابل‌ اندیشه‌های‌ دیگر حاکم‌ بر دنیای‌ کنونی‌ نیز انسان‌ را با خطر مخدوش‌ ساختن‌ هویت‌ فردی‌ اش‌ مواجه‌ ساخته‌ است. اتاق‌ شیشه‌ای‌ رمان‌ “میرا” در واقع‌ فضای‌ وحشتناکی‌ است‌ که‌ انسان‌ امروز در آن‌ گرفتار شده‌ و خلوت‌ و آرامش‌اش‌ توسط‌ دیگران‌ و به‌ نام‌ دیگر خواهی‌ و عدالت‌ مورد تعرض‌ قرار می‌گیرد.»

● برای آگاهی یافتن از چگونگی مطالعه این کتاب، راهنما را مطالعه کنید.

» توسط: Hamid نگارش ایمیل برای Hamid صفحه اصلی Hamid در تاریخ ۱۳۸۷/۰۸/۰۷
» حجم: 0.6 مگابایت؛ زمان لازم برای دریافت 1 دقیقه و 29 ثانیه با Dial-up
» نوع فایل کتاب: PDF
» مجموع دریافتها: 1518

» کتابناکهای مرتبط:
طلاق
داستان یک انسان واقعی
من پسر صدام بودم


اختیارات » رتبه گذاری
» دیدگاه‌ها (69)
» اعتراض به این کتاب
» گزارش کتاب خراب
» توصیه به دوستان
» خواندن آنلاین

افرونه‌ها

  نسخه مخصوص گوشی موبایل کتاب میرا  ۰۵. شهريور ۱۳۸۸    


امتیاز دهید
     
  • اگر امتیاز "1" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد علاقه شما افزوده میشود
  • اگر امتیاز "6" بدهید به فهرست کتابناکهای مورد تنفر شما افزوده میشود
  • امتیاز دادن به کتابناکها موجب افزایش امتیاز شما میشود
  • فقط از بهترین یا بدترین استفاده نکنید

کتاب ممتاز

1

2

3

4

5

6
کاملا نامرغوب

رای دهید!


آگهی ها


صفحه (6) « < 1 2 3  | مجموع دیدگاه‌ها 55 پاسخنگارش دیدگاه
نویسنده پیام

fotografo
Member

زمان عضویت: مرداد ۱۳۸۹
امتیاز: 1740
مکان: tehranpars
دیدگاه‌ها: 24

دیدگاه من
khoshhalam ke in ketab inja hast.
chon yeki in ketabo azam dozdid
۱۳۸۹/۰۶/۰۷ - ۱۷:۵۶۱۳۸۹/۰۶/۰۷ - ۱۷:۵۶
  سایت fotografo    مشاهده پروفایل fotografo

Mehrnaz
Member

زمان عضویت: شهريور ۱۳۸۸
امتیاز: 1770
مکان: --
دیدگاه‌ها: 19

دیدگاه من
vaghean alie.in ketab ro yeki az 2stan ghablan bem ferestade bud khundam!
۱۳۸۹/۰۶/۰۴ - ۰۰:۵۰۱۳۸۹/۰۶/۰۴ - ۰۰:۵۰
      مشاهده پروفایل Mehrnaz

f_nour
Publisher

زمان عضویت: تير ۱۳۸۸
امتیاز: 9847
مکان: --
دیدگاه‌ها: 137

Mira
ديروز اين كتاب رو خوندم و از خوندش لذت بردم، تا حدود زيادي منو به ياد 1984 انداخت ، در 1984 عده ي خاصي هميشه زير نظر بودن اما تو اين داستان همه ي ديوارها شيشه اي بود و همه كارهاي يكديگر رو زير نظر داشتند و در هر دو كتاب راوي در حالي كه نوشتن جرم بود بصورت پنهاني داستان رو نقل ميكرد، دخالت در زندگي شخصي مردم و شستشوي مغزي آنها براي تابعيت بي چون وچرا در اين كتاب به بهترين شكل بيان شده و مهمترين نكته ي كتاب البته از نظر من اين است كه دولت سعي ميكند افراد جامعه طوري تربيت شوند كه همه مانند هم زندگي كنند و افراد با نگاه كردن به زندگي ديگران و مقايسه ي زندگي خود با آنها به عدالت!!! موجود در جامعه پي ببرند، هيچ كس مالك هيچ چيز و هيچكس نيست، به خصلت هاي قابل ستايش نبايد عشق ورزيد بلكه ميبايست عاشق عيوب ديگران بود، تنهايي جرم است چرا كه باعث ميشود تو از ديگران غافل شوي و بخود بيانديشي بزرگترين گناه احساس برتر بودن نسبت به ديگران است و اگر هر كدام از اينها را رعايت نكني تو را اصلاح ميكنند و نقابي بر چهره ات ميزنند تا با لبخند روي نقاب از بودن در اين اجتماع خوشنود باشي!!!
۱۳۸۹/۰۶/۰۲ - ۱۵:۳۶۱۳۸۹/۰۶/۰۲ - ۱۵:۳۶
    نگارش ایمیل برای f_nour  مشاهده پروفایل f_nour

fahimeh_b
Member

زمان عضویت: مرداد ۱۳۸۹
امتیاز: 1835
مکان: --
دیدگاه‌ها: 1

دیدگاه من
سلام
جزو بهترین کتابهایی بود که من خوندم و خوندنش رو به همه توصیه میکنم!
۱۳۸۹/۰۵/۲۹ - ۰۰:۴۵۱۳۸۹/۰۵/۲۹ - ۰۰:۴۵
  سایت fahimeh_b  نگارش ایمیل برای fahimeh_b  مشاهده پروفایل fahimeh_b

mohamad_kh
Member

زمان عضویت: تير ۱۳۸۹
امتیاز: 3728
مکان: تبريز (البته ساكن تبريزم )- متولد بوكان هستم
دیدگاه‌ها: 27

دیدگاه من
كتاب خوبيبود.دوستان مي تونن از كتاب بانكو و بابوك هم بهره مند بشن.اونا هم جالبن
۱۳۸۹/۰۵/۲۴ - ۱۹:۰۷۱۳۸۹/۰۵/۲۴ - ۱۹:۰۷
    نگارش ایمیل برای mohamad_kh  مشاهده پروفایل mohamad_kh

mohamad_kh
Member

زمان عضویت: تير ۱۳۸۹
امتیاز: 3728
مکان: تبريز (البته ساكن تبريزم )- متولد بوكان هستم
دیدگاه‌ها: 27

دیدگاه من
كتاب خوبيبود.دوستان مي تونن از كتاب بانكو و بابوك هم بهره مند بشن.اونا هم جالبن
۱۳۸۹/۰۵/۲۴ - ۱۹:۰۷۱۳۸۹/۰۵/۲۴ - ۱۹:۰۷
    نگارش ایمیل برای mohamad_kh  مشاهده پروفایل mohamad_kh

pimash
Member

زمان عضویت: مرداد ۱۳۸۹
امتیاز: 2655
مکان: --
دیدگاه‌ها: 6

دیدگاه من
khob man mira ro kheyi vaght pish khondam va be ostadam to uni suggest kardam vali age bedonid che avaghebi dasht.man ino dost daram
۱۳۸۹/۰۵/۲۴ - ۰۰:۴۱۱۳۸۹/۰۵/۲۴ - ۰۰:۴۱
    نگارش ایمیل برای pimash  مشاهده پروفایل pimash

scarlet11
Member

زمان عضویت: فروردين ۱۳۸۹
امتیاز: 1930
مکان: --
دیدگاه‌ها: 2

دیدگاه من
میرا فوق العاده س
۱۳۸۹/۰۵/۱۶ - ۱۳:۵۸۱۳۸۹/۰۵/۱۶ - ۱۳:۵۸
  سایت scarlet11    مشاهده پروفایل scarlet11

kathy mehr
Member

زمان عضویت: تير ۱۳۸۹
امتیاز: 1652
مکان: --
دیدگاه‌ها: 1

مشکل دانلود
سلام . ببخشید من نتونستم این کتاب را دانلود کنم . روی قسمت " دریافت" که کلیک می کنم صفحه ای باز می شود که کاری انجام نمی دهد . چه کنم ؟
۱۳۸۹/۰۴/۲۹ - ۱۲:۲۴۱۳۸۹/۰۴/۲۹ - ۱۲:۲۴
      مشاهده پروفایل kathy mehr

rahnamayi
Member

زمان عضویت: تير ۱۳۸۹
امتیاز: 1675
مکان: --
دیدگاه‌ها: 3

دیدگاه من
ممنون دیبای عزیز مثل اینکه مشکل از فاکسیت ریدر من بود چون با ادوب آکروبات امتحان کردم درست شد
۱۳۸۹/۰۴/۲۰ - ۲۰:۵۹۱۳۸۹/۰۴/۲۰ - ۲۰:۵۹
      مشاهده پروفایل rahnamayi
صفحه (6) « < 1 2 3  | مجموع دیدگاه‌ها 55

درج دیدگاه مختص اعضا است! برای ورود به حساب خود اینجا و برای عضویت اینجا کلیک کنید.


پرش سریع:  
خوراک - آخرین کتابهای الکترونیکی | تماس با ما | تبلیغات | قوانین